قناعت مالى است که پايان نيابد . [نهج البلاغه]

زن نوشت
نويسنده :  دريا

قضاوت زن


درباره قضا وداورى زن مى‏توان گفت: برخى از فقيهان نام‏آور اماميه نه تصريح به شرطيت ذکورت نموده‏اند، تا زن فاقد شرط قضا باشد و نه تصريح به مانعيت انوثت کرده‏اند، تا زن واجد مانع داورى باشد. مانند شيخ مفيدره در مقنعه که به اشتراط عقل، کمال، علم به کتاب الهى که سنت معصومين عليهماالسلام را به همراه دارد اکتفا نموده است، ونظير شيخ طوسى(ره) در نهايه که افزون بر مقنعه مفيد چيزى جز حرص بر تقوا را نيافزوده و نامى از اشتراط مرد بودن يا امتناع زن بودن نبرده است، و مانند ابن ادريس در سرائر که گذشته از شرايط مذکور، تورع از محارم الهى را يادآور شد، وسخن از مرد و زن بودن قاضى را به ميان نياورده است. ونظير غنية‏النزوع حمزه بن على بن زهره که تصريح به اشتراط ذکورت بنوده و تصريح بر مانعيت انوثت‏براى قضا ننموده است، البته عنوان وى اختصاص قضا به مرد را نشان مى‏دهد زيرا چنين فرموده است: «اذا کان الرجل عاقلا...». ادامه مطلب...

پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:53 صبح
نويسنده :  دريا

در موضوع قواى علمى، وقتى سخن از تعليم اسماء است، آن را به انسانيت انسان واگذار مى‏کند. وبه هنگام طرح قصه آدم‏سلام الله عليه مى‏فرمايد: «فتلقى آدم من ربه کلمات‏» (2) سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دريافت نمود.


در تبيين وتفسير کلمات آمده است که منظور انوار عترت طاهره است، بدين معنا که انوار عترت طاهره همان مقامات علمى است که حضرت آدم‏سلام الله عليه آن را تلقى کرد وزمينه نجات او فراهم گرديد ودر اين ميان همانطور که حضرت اميرسلام الله عليه در مجموعه عترت قرار دارد، حضرت زهرا هم در آنجا مى‏تابد واين که فاطمه زهراصلوات الله عليها معروف ومشهور شده، نه براى آن است که، زن تنها در حضرت زهرا خلاصه شده است‏بلکه به اين دليل است که آن حضرت ديگران را تحت الشعاع قرار داده است. به عنوان مثل معصومين ديگر نيز مانند حضرت اميرسلام الله عليه، معروف نيستند واگر در عرف بخواهند مثل ذکر بکنند، به حضرت على(ع) مثل مى‏زنند. در صورتى که همه ائمه نور واحدند. همانطورى که در بين معصومين، اميرالمؤمنين‏صلوات الله عليه معروف والگو شده است، در بين زنان هم حضرت فاطمه زهراصلوات الله عليها اشتهار يافته است وگرنه زنان فراوانى بودند که هم از عصمت‏برخوردارند وهم از کمال متعارف وفوق متعارف، وليکن علت اين که حضرت زهرا در بين زنان معروف شده همان علتى است که بدان سبب، حضرت على(ع) در بين ائمه معروف شده است.


پس مراد از لفظ کلمات در آيه شريفه «فتلقى ادم من ربه کلمات‏» اسماء الهى است وبارزترين مصداق اسماء الهى، عترت طاهره‏اند که در بين آنان، فاطمه زهرا - صلوات الله عليها - مى‏درخشد.


منبع: زن در آيينه جلال و جمال – آيت الله جوادي آملي


توجه: اين مطلب توسط پارسي بلاگ برگزيده شده است و بدين وسيله از پارسي بلاگ تشکر مي شود.
صفحه اصلي وبلاگ 


پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:52 صبح
نويسنده :  دريا

آياتى که علم را ارزش مى‏داند، جهل را ضد ارزش، ايمان را ارزش مى‏داند وکفر را ضد ارزش، ذلّت وعزّت، سعادت وشقاوت، فضيلت ورذيلت، حقّ وباطل، صدق وکذب، تقوا وفجور، اطاعت وعصيان، انقياد وتمرّد، غيبت وعدم غيبت، امانت وخيانت را عنوان مسائل ارزشى وضد ارزشى مى‏داند هيچکدام از اين اوصاف را نه مذکر مى‏داند ونه مؤنث. چه اينکه موصوف اين اوصاف نيز هرگز بدن مردانه يا زنانه نيست. يعنى بدن انسان: مسلمان يا کافر، عالم يا جاهل، متّقى يا فاجر، صادق يا کاذب، محقّ يا مبطل، فاضل يا رذيل نيست.


عقل نظرى که وصفش انديشه وعلم است ودل نيز که در پى کشف وشهود است، جان، که وصفش فجور وتقوا است، نه مؤنث است نه مذکّر، چه اين که فجور وتقوا هم، نه مذکر است ونه مؤنث. ادامه مطلب...

پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:51 صبح
نويسنده :  دريا

قرآن از نظر محتوا، مى‏فرمايد: کمالات انسانى، در مبدا شناسى، معاد شناسى، و وحى ورسالت‏شناسى است، يعنى کمال، در داشتن جهان بينى‏الهى است، به اين معنا که: جهان، آغازى دارد به نام «خدا واسماء حسناى او» وانجامى دارد به نام «معاد» وقيامت ودوزخ وبهشت و... وبين اين آغاز وانجام، «صراط مستقيمى‏» است. که مساله وحى ونبوّت در اين صراط مستقيم است.


چون در متن جهان بيش از مبدا ومعاد ورابطه بين مبدا ومعاد چيزى نيست، لذا اصول دين هم بيش از سه اصل نيست، اوّل، مبدا شناسى; دوم، معادشناسى; سوم، پيامبرشناسى، واين جمله که از اميرالمؤمنين... نقل شده است: «رحم اللّه امرءً عرف من اين وفى اين وَالى اين‏» خداى رحمت کند کسى را که بداند از کجا و در کجا وبه کجاست.


گفته‏اند ناظر به اين سه اصل دينى است، ودر فهميدن اين سه اصل ذکورت وانوثت‏شرط نيست، يعنى نه مذکر بودن شرط است ونه مؤنث‏بودن مانع. انبيا هم که انسانها را به اين سه اصل دعوت نموده‏اند نه دعوتنامه‏اى براى خصوص مردها فرستاده‏اند ونه زنها را از شرکت در اين مراسم محروم داشته‏اند. وقتى قرآن کريم از زبان پيامبر اکرم صلى الله عليه واله فرمايد: ادعو الى اللّه على بصيرة‏ انا ومن اتّبعني (1) «من وهر که از من پيروى کرد دعوت مى‏کنيم به سوى خدا واز روى بصيرت.» اين دعوت، شامل همه انسانهاست، واگر پيامبرى دعوتنامه براى يک مرد به عنوان زمامدار يک کشور مى‏نويسد، پيامبر ديگرى هم دعوتنامه براى يک زن به عنوان زمامدار يک کشور مى‏نويسد. اگر رسول خدا صلى الله عليه و اله زمامداران مرد را به اسلام دعوت کرد، سليمان‏ سلام اللّه عليه هم زمامدار زن را به اسلام فراخواند، هم دعوتها عامّ‏اند وهم مدعوّها، وهيچ اختصاصى در بين نيست.


پى‏نوشت: 1. يوسف، 108.


منبع: زن در آيينه جلال و جمال – آيت الله جوادي آملي


پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:51 صبح
نويسنده :  دريا

اگر جسم نقشى در انسانيّت انسان مى‏داشت‏به عنوان تمام ذات يا جزو ذات ممکن بود سخن، از مذکر ومؤنث قابل طرح باشد، وبايد بحث مى‏شد که آيا، اين دو صنف متساويند يا متفاوت؟ ولى اگر حقيقت هرکسى را روح او تشکيل دادجسم او ابزارى بيش نبود، واين ابزار هم گاهى مذکر است وگاهى مؤنث وروح نه مذکر بود ونه مؤنث، قهراً بحث از تساوى زن ومرد يا تفاوت اين دو صنف در مسائل مربوط به حقيقت انسان رخت‏بر مى‏بندد، يعنى سالبه به انتفاء موضوع، خواهد بود، نه به انتفاء محمول.


قرآن کريم حقيقت هر انسانى را روح او دانسته وبدن را، ابزار وى مى‏داند واين منافات ندارد با اين که انسان در نشئه دنيا وبرزخ وقيامت، بدنى متناسب با همان نشئه ومرحله داشته باشد، البته همان طورى که در دنيا بدن دارد، وبدن فرع است -نه اصل، ونه جزو اصل در برزخ وقيامت نيز چنين است. چه اين که قرآن کريم بدن را که فرع است، به طبيعت، وخاک وگل نسبت مى‏دهد وروح را که اصل است‏به خداوند اسناد مى‏دهد ومى‏فرمايد: قل الرّوح من امر ربّي (1) قهراً روح انسان منزّه از ذکورت واُنوثت مى‏باشد. ادامه مطلب...

پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:49 صبح
نويسنده :  دريا

در هر بحثى نبايد ملتزم شد که حتماً به نحو ايجاب پاسخ داده شود، زيرا ممکن است ثمره يک بحثى فقط سلب باشد، مثلاً گاهى انسان وارد بحث‏حقوق زن مى‏شود بدين اميد که نتيجه آن تساوى اين دو صنف يا تفاضل آنها باشد ولى بعد معلوم مى‏شود که ثمره آن سلبى است. هرگز نبايد توقع داشت که ثمره استنباط، يکى از دو امر تساوى يا تفاضل باشد، بلکه ممکن است نتيجه بحث اين باشد که زن ومرد، نه مساويند ونه متمايز، براى اين که موضوعى براى تساوى يا تفاوت نيست. به عبارت ديگر: گاهى انسان وارد بحث مى‏شود که مثلاً آيا الف وباء مساوى هم هستند يا متمايزند، در اينجا سرانجام احد الامرين را اعلام مى‏کند ومى‏گويد: الف وباء که دو امرند وهر دو موجودند، مثلاً باهم مساويند ويا اين که متمايزند. در اين محور خاص، قضيه، منفصله حقيقيّه است -از دو حال بيرون نيست، امّا گاهى انسان وارد بحث مى‏شود تا تساوى يا تفاوت را بيابد، ليکن وقتى دقيق مى‏شود مى‏بيند نه الفى در ميان است ونه بائى، آنگاه بايد بگويد: موضوعى براى بحث تساوى يا تفاوت نيست. براى اين که تساوى وتفاوت عدم وملکه هستنديعنى يک موضوع خاص وقتى در خارج موجود است، اين موضوع با موضوع ديگر از دو حال بيرون نيست، يامساوى با اوست‏يا مساوى نيست، ولى اگر تعدّد وکثرتى در کار نبود، تساوى وتفاوتى هم نخواهد بود زيرا در اثبات يکى از دو امر ياد شده لازم است دو شى‏ء، موجود باشند تا باهم يا متساوى باشند ويا متفاوت.


 


قرآن کريم وقتى مساله زن ومرد را مطرح مى‏کند مى‏گويد: اين دو را از چهره ذکورت وانوثت نشناسيد بلکه از چهره نسانيت‏بشناسيد وحقيقت انسان را روح او تشکيل مى‏دهد، نه بدن او، انسانيت انسان را جان او تامين مى‏کند نه جسم او، ونه مجموع جسم وجان.


منبع: زن در آيينه جلال و جمال – آيت الله جوادي آملي


پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:49 صبح
نويسنده :  دريا

 


خلاصه آن که زن بايد طرايف حکمت را در ظرايف هنر ارائه دهد ومرد بايد ظرايف هنر را در طرايف حکمت جلوه‏گر کند يعنى جلال زن در جمال او نهفته است وجمال رد در جلال او تجلى مى‏يايد واين توزيع کار نه نکوهشى براى زن است ونه ستايشى براى مرد. بلکه رهنمود ودستور عملى هريک از آنهاست، تاهرکس به کار خاص خويش مامور باشد ودر صورت امتثال دستور مخصوص خود در خور ستايش گردد ودر صورت تمرد از آن، مستحق نکوهش شود. پس تفاوت زن ومرد در نحوه ارائه انديشه‏هاى درست ظهور مى‏نمايد. وگرنه زن نيز چون مرد شايستگى فراگيرى علوم ومعارف را داشته وبايسته تقدير وثناست; چه اين که مرد شايسته ارائه هنرهاى ظريف بوده وبايسته ستايش وتقدير است.


آفرينش از نظر قرآن کريم با جمال وزيبايى آميخته است، هم جمال وزيبايى نفسى وهم جمال وزيبايى نسبى. خواه در قلمرو موجودهاى مادى وخواه در منطقه موجودهاى مجرد ومعنوى. استنباط جمال وزيبايى نفسى هر موجود در حد ذات خويش‏خواه ماده وخواه مجرد از انضمام دو آيه قرآن حاصل مى‏شود.
آيه اول: الله خالق کل شي‏ء (1) خداوند آفريننده هر چيز است. که دلالت دارد هر چيزى غير خدا، مخلوق ذات اقدس خداوند است‏خواه مجرد باشد وخواه مادى، خواه از ذوات باشد خواه از اوصاف. ادامه مطلب...

پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:48 صبح
نويسنده :  دريا

شبهه ديگرى که مطرح مى‏شود حضور زن در جبهه و جهاد است. اولا: زن مى‏تواند در بخش مهمى از امور مربوط به جهاد حضور يابد، چرا که تمام جهاد، در سنگر بودن و تيراندازى کردن نيست علاوه بر کمک‏هاى تداکارتى پشت جبهه و متن جبهه، نقشه کشيدن و راهنمايى کردن نيز بخش‏هاى مهمى از جهاد به شمار مى‏آيد، مگر آنان که در متن جنگ حضور دارند، همه کار نظامى مى‏نمايند؟ بخش قابل توجهى از آنان امور مربوط به نقشه‏بردارى، اطلاعات جنگى و... را به عهده دارند. زنها فقط امور تنگاتنگ نظامى را که کار شاق ودشوارى است، به عهده نمى‏گيرند نه اين که از فيض جهاد محروم باشند. وثانيا: اگر کشورى در حال جنگ و دفاع است و از طرف بيگانه‏ها تهديد مى‏شود، زنها بايد فاع کنند ولازمه دفاع آموزش نظامى ديدن است. پس در هيچ يک از اين مسائل، زن مرحوم نيست‏بلکه در اکثر دشواريها و باربردارى وامانت‏داريها، در بسيارى از مصائب و مشکلات، زن همتاى مرد است. ادامه مطلب...

پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:46 صبح
نويسنده :  دريا

ارزش زن به عنوان هويت دينى وقتى روشن مى‏شود که گوشه‏اى از اسرار نکاح و رموز ازدواج از زبان صاحب وحى بازگو شود تا معلوم گردد که زن نه تنها ملعبه مرد نيست و نه تنها وابسته نمى‏باشد و نه تنها ابزار نيست‏بلکه چون بنيان مرصوصى است که مرد را از پرتگاه دوزخ مى‏رهاند و از انحراف نجات مى‏دهد و باهم از خطر تيرگى و تاريکى آسوده مى‏شوند وهماهنگ هم راه فلاح و صلاح و نجاح را طى مى‏کنند و از طلاح و تباه و تبار مى‏رهند.


رسول اکرم حضرت محمد بن عبدالله(ص) چنين مى‏فرمايد: «من تزوج احرز نصف دينه‏» (1)


يعنى مردى که با زن ازدواج نمايد و زنى که با مرد عقد زناشويى ببندد هر کدام نصف دين خود را حفظ نموده‏اند. يعنى هويت مرد براى زن در نکاح ونيز هويت زن براى مرد در ازدواج يک هويت دينى است نه غريزى و آميزش حيوانى که در هر نر و ماده‏اى يافت مى‏شود، و باز پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «ما من شاب تزوج في حداثة سنه الا عج‏شيطانه: يا ويله عصم مني ثلثي دينه، فليتق الله العبد في الثلث الاخر» (2)


يعنى:«هيچ جوانى نيست که در عنفوان جوانى ازدواج نمايد مگر آن که شيطان مراقب وى ناله بر مى‏آورد که: او دو سوم دين خود را از من حفظ نموده است، بنده خدا بعد از ازدواج بايد درباره يک سوم ديگر دين خود پرهيزکار باشد.» در اين حال مرد يا زن جوان که پيوند زندگى مشترک را مى‏بندد با اين عمل بخش مهم دين خود را حفظ مى‏نمايند. چنين نگرشى ملکوتى به زن ونگاه الهى به ازدواج و بينش آسمانى به تشکيل کانون مشترک زناشويى، هرگز مرد را وابسته يا آزاد نمى‏بيند و زن را نيز از نگاه وابستگى و ابزارى مصون مى‏داند.


پى‏نوشت‏ها: 1- جامع احاديث الشيعه، ج‏20، ص‏8. 2- همان ماخذ، ص‏9.


منبع: زن در آيينه جلال و جمال – آيت الله جوادي آملي


توجه: اين مطلب توسط پارسي بلاگ برگزيده شده است و بدين وسيله از پارسي بلاگ تشکر مي شود.
صفحه اصلي وبلاگ 


 


پنجشنبه 14/4/1386 ساعت 1:45 صبح
نويسنده :  دريا

1- خوش بختانه و با کمال افتخار من يک زن هستم. دعواي اول هم اينکه براي مردهايي که به شوخي يا جدي ورد زبانشان است که زن ناقص عقل است، دلم مي سوزد. کساني که کلام حضرت علي (ع) را هم نفهميده اند و چيزي را که نمي فهمند به ايشان نسبت مي دهند. البته من تأکيد مي کنم که فمينيست نيستم و با اين جريان پوچ ضد انساني ميانه اي ندارم. جماعتي که به اسم برابري حقوق زن، در عمل زن را تافته جدابافته از عالم هستي فرض مي کنند و خواسته هايشان خنده دار است. اگر اين جماعت فمينيست از اين اداها در نياورند، کسي جرئت نمي کند بگويد که زن ناقص عقل است.


2- به تفاوت هاي زن و مرد آشنايي دارم و به وظايف مختلفشان هم، پس عدالت را مساوي برابري نمي دانم.


3- براي تمام مردان (با عنايت ويژه به معناي اصلي مرد!) احترام قائلم.


4- فکر مي کنم خيلي ها مثل من بعد از چند سال وبلاگ نويسي يک مرتبه چشم باز کرده اند ديده اند که چها پنج تا وبلاگ دارند و براي همه شان وقت ندارند. حالا من مي خواهم تمرکزم را روي يک وبلاگ بگذارم و با توجه به توصيه اساتيد براي اولين بار مي خواهم در پارسي بلاگ وبلاگ داشته باشم. بعضي از مطالب وبلاگ هاي ديگرم را اينجا هم کپي مي کنم و بعد از اين روند وبلاگ را ادامه مي دهم. به گمانم هفته اي يک بار چيزکي بنويسم و اميدوارم هفته اي يک بار به من سربزنيد تا از تنهايي دلم نگيرد.


5- در وبلاگ هاي ديگرم از زن مي نوشتم، از فنون خانه داري مي نوشتم، از مسائل جاري کشور مي نوشتم و گاهي هم مي زدم به درياي شعر و ادب و هنر. حالا چطوري مي خواهم همه را در يک وبلاگ جمع کنم چيزي است که فکر خودم را هم مشغول کرده.


توجه: اين مطلب توسط پارسي بلاگ برگزيده شده است و بدين وسيله از پارسي بلاگ تشکر مي شود.


صفحه اصلي وبلاگ 


دوشنبه 4/4/1386 ساعت 1:49 صبح
نويسنده :  دريا

طالبي رسيده 


از نظر پزشکي ميوه ها را بايد رسيده مصرف کرد و از نظر اقتصادي کسي دلش نمي خواهد پولش را با خريدن ميوه نامرغوب دور بريزد. ضمن اينکه تاثير منفي يک خريد ناموفق بر روح و روان خريدار انکار ناپذير است. از اين رو بايد به هنگام خريد دقت کرد.


براي تشخيص طالبي رسيده 4 نکته وجود دارد: 1- رنگ پوست طالبي بايد زرد مايل به سبز يا زرد کرم رنگ باشد و سبز نباشد! 2- اگر طالبي کاملا رسيده باشد با تکان دادن آن مي‏توانيد مثل يک قلک صداي تخم‏هايش را در داخل آن بشنويد. 3- بايد بوي خوشي از آن به مشام برسد. 4- سرطالبي که به ناف مشهور است بايد نرم ‏باشد. اما اگر همه قسمت‏هاي طالبي نرم باشد، احتمالا بيش از حد رسيده و گازدار است.


جمعه 4/3/1386 ساعت 1:0 صبح
نويسنده :  دريا

از پوسيدگي دندان و افزايش اندازه دور کمر تا ديابت ، عاملي که به عنوان مقصر اصلي شناخته مي شود قند است. با اين وجود اکنون قند در صف مقدم يک علم جديد به نام تغذيه قندي به عنوان ماده اي شفابخش در نظر گرفته مي شود.


بيش از 200 ترکيب قندي که از لحاظ علمي ساکاريد نام دارند به طور طبيعي در گياهان هستند و 8 مورد آنها براي سلامت انسان ضروري اند.


دو نوع از اين ساکاريدها به نام گالاکتوز و گلوکز ، معمولا در غذاهايي که مي خوريم يافت مي شوند.


گالاکتوز قند شير است و گلوکز قندي است که روي ميز مي گذاريد و همچنين از ترکيبات موجود در ميوه ها و دانه هاست. هر دو قند گالاکتوز و گلوکز در بدن شکسته شده و به عنوان سوخت مصرف مي شوند.


در حالي که بدن از ديگر مواد مغذي ، عمدتا چربي ها ، مي تواند به عنوان منبع انرژي مصرف کند ، مغز تقريبا منحصرا بر گلوکز براي تقويت فعاليت متابوليک روده تکيه دارد.


شش قند ضروري ديگر در دوره اي از تاريخ زندگي بشر بخشي از رژيم غذايي روزانه او محسوب مي شده چرا که پيشينيان ما از گياهان تغذيه مي کردند.


99 درصد رژيم غذايي نوع انسان متشکل از سبزيجات ، ميوه ها ، جوانه ها ، دانه ها و لگوم ها بوده است. اما امروزه بسياري از انواع قندها از غذاي ما حذف شده که علت آن روي آوري ما به غذاهاي فرآيند شده اي است که با قند تصفيه شده توليد مي شوند (ماده اي که چاي و قهوه را شيرين مي کند و در نوشيدني ها آب ميوه ها ، کيک ها و نان موجود است).


مشکل تنها اين نيست که اين قند جايگزين ديگر قندهاي ضروري شده بلکه از منبع گياهي اش جدا شده و همراه با آن ارزش غذايي اش نيز گرفته شده است.


بدن نيازمند قندهايي است که بدن به قندهايي که از رژيم غذايي حذف مي شوند براي کاربردهاي خيلي استراتژيک مثلا پوشش تقريبا همه سلول هاي بدن نيازمند است. اين قندها در بدن به هم تبديل نمي شوند. به محض هضم شدن با پروتئين ها و چربي ها ترکيب مي شوند تا ترکيباتي را به وجود آورند که به سلول ها اجازه مي دهند با يکديگر ارتباط برقرار کنند و هيچ يک از انواع سلول ها به اندازه سلول هاي مغز با يکديگر ارتباط ندارند.


براي مثال گليکوپروتئين ها گيرنده هايي را مي سازند که نوروترنس ميتورهايي مانند سروتونين را به سطح سلول هاي عصبي متصل مي کنند.


مواد غذايي قندي نيز نقش مهمي در حالت هاي استرس زا دارند. بيش فعالي پاسخ استرس به نظر مي رسد مکانيسم اصلي افسردگي باشد.


گيرنده فاکتور رهاکننده هورمون کورتيکوتروپين که يک فعال کننده کليدي پاسخ استرس در سراسر بدن است ، يک گليکوپروتئين است.


عملکرد نامناسب گيرنده فوق به عقيده بسياري از محققان نقص اصلي است که در افسردگي و اختلالات اضطرابي دخالت دارد.


گالاکتوز به ويژه در آرايش گالاکتوليپيدها شرکت مي کند و گالاکتوليپيدها اجزاي اصلي غشاي سلول هاي عصبي هستند. همچنين بر سياست غشا و تسهيل نقل و انتقالات غشايي نقش دارند.


پيشگامان علم پزشکي اکنون در حال آزمايش کاربردهاي درماني مواد غذايي قندي مختلف هستند که از رژيم غذايي روزانه ما حذف مي شوند.


مطالعات اوليه نشان داده اند استفاده از مکمل هاي غذايي قندي در افزايش حافظه ، عملکرد بهتر مغز و کمک به کنترل پاسخ استرس مفيدند. اين غذاها همچنين آلرژي ها را کاهش مي دهند و علايم آرتريت ، ديابت ، لوپوس و بيماري کليه (در حيوانات) را فرو مي نشانند.


برخي آزمايشگاه ها در صددند روش هايي براي استفاده از ترکيبات قندي در بهبود تاثير داروهاي مورد مصرف بر عليه آنمي ، ايدز و سرطان بيابند.


منابع طبيعي مواد مغذي قندي در اطراف ما موجودند اما اين قندهاي مغذي ممکن است شيرين نباشند و اکثرا بي مزه هستند.


مانوز يکي از هشت ساکاريد ضروري است و در کلم ، بروکلي و جوانه ها موجود است. به نظر مي رسد اين قند در ساختار سلول هاي عصبي نقش داشته باشد.


فوکوز قند ديگري است که به ويژه در اتصالات سيناپسي بين سلول هاي عصبي فعال است. اين ماده در قارچ و جوانه ها يافت مي شود. گزيلوز نيز مخمر ، جو و گندم سياه وجود دارد.


تا زماني که بهتر دريابيم چگونه خود را با انتخاب مناسب آنچه مي خوريم درمان کنيم ، اين داروهاي شيرين را مي توان در مکمل هاي پودري گرفته شده از منابع گياهي يافت. به هر حال بهترين انتخاب شما همواره مصرف انواع غذاهاي فرآيند نشده است. 


توجه: اين مطلب توسط پارسي بلاگ برگزيده شده است و بدين وسيله از پارسي بلاگ تشکر مي شود.


صفحه اصلي وبلاگ


سه‏شنبه 21/1/1386 ساعت 11:0 عصر
نويسنده :  دريا

کپسول آتش نشاني
اگر در منزل تجهيزات اطفاي حريق نداريد، در اولين فرصت (مثلاً بلافاصله بعد از خواندن اين مطلب) به فکر تهيه يک کپسول آتش نشاني باشيد. مطمئن باشيد که هزينه آن در برابر پول هايي که براي خريد لوازم بي مصرف دور مي ريزيد، بسيار ناچيز است.


استفاده بهينه از سبزي خشک
چناچه قصد استفاده از سبزي خشک را در غذاها داريد، توصيه مي کنم حدود سه چهار ساعت قبل سبزي ها را در آب سرد خيس کنيد تا به تدريج نرم شده، به صورت سبزي تازه در آيد.


قابلمه هاي صحرايي
اگر در سفرهاي تفريحي خواستيد روي زغال هاي صحرايي، در قابلمه ، ماهيتابه يا کتري خود غذا درست کنيد، براي جلوگيري از سياه شدن ظروف، به پشت ظروف خود گل بماليد. با اين تدبير سياهي ناشي از دود زغال و اجاق به راحتي پاک خواهد شد. موقع شست و شو دقت کنيد که ظروف خش برندارند. (براي اين منظور خمير ريش هم توصيه شده است.)


سرکه ونمک در فنجان چايي
 براي شستن ليوان ها وفنجان هاي شيشه اي که براثر خوردن چاي، کدر و بدمنظره شده اند، مي توانيد هفته اي يک بار همه ليوان ها را در محلول سرکه و نمک خيسانده، بعد شسته، آبکشي نماييد تا درخشندگي روز اول خود را پيدا کنند .


قند ادکلني
 براي خوشبو شدن فضا ومحيط خانه مي توانيد به روش زير عمل کنيد :


در يک نعلبکي کمي ادکلن خوشبو ريخته ويک حبه قند چهار گوش در آن بيندازيد ، طوري که ادکلن را خوب جذب کرده وقند خيس شود ، سپس قند را آتش بزنيد ووقتي ادکلن تمام شد قند را خاموش کنيد . با اين تدبير فضاي خانه بسيار معطر خواهد شد. (توصيه: اگر در خانه تنها هستيد و از کپسول آتش نشاني در خانه خبري نيست، به فکر خوشبو کردن منزل نباشيد.)


فساد ميوه ها
 لابد براي شما هم پيش آمده که وقتي ميوه ها را در قسمت جا ميوه اي پايين يخچال قرار مي دهيد، بعد از چند روز کم کم شروع به کپک زدن کرده، خراب مي شوند .علت آن رطوبت دائمي يخچال و آبي است که به تدريج در جا ميوه اي جمع مي شود.


 براي رفع مشکل يک قطعه اسفنج (طبيعي يا مصنوعي) را در جاميوه اي قرار دهيد تا رطوبت و آب ها را جذب کند و از کپک زدگي جلوگيري نمايد .


 سماور
براي زود جوش آمدن آب سماور، ابتدا آن را تا نيمه از آب پر کنيد و پس از گرم شدن، بقيه آب را به آن اضافه کنيد.   


توجه: اين مطلب توسط پارسي بلاگ برگزيده شده است و بدين وسيله از پارسي بلاگ تشکر مي شود.


صفحه اصلي وبلاگ


شنبه 12/12/1385 ساعت 8:0 صبح

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[14/4/1386- 1:53 ص] قضاوت و مرجعيت زنان
[14/4/1386- 1:52 ص] فاطمه(س) کلمة الله
[14/4/1386- 1:51 ص] مردانگي و زنانگي در ارزش ها دخالتي ندارد
[14/4/1386- 1:51 ص] در خطابات الهى زنانگي و مردانگي تعيين کننده نيست
[14/4/1386- 1:49 ص] روح اصل است و بدن فرع!
[14/4/1386- 1:49 ص] حقيقت انسان نه مذکر است ونه مؤنث
[14/4/1386- 1:48 ص] جمال آفرينش
[14/4/1386- 1:46 ص] زن و مسئله جهاد
[14/4/1386- 1:45 ص] زن، مرد را از دوزخ مي رهاند
[4/4/1386- 1:49 ص] من فمينيست نيستم
[4/3/1386- 1:0 ص] روش تشخيص طالبي هاي رسيده
[21/1/1386- 11:0 ع] همه چيز در باره قند
[12/12/1385- 8:0 ص] نکات ظريف خانه داري
[آرشيو شده ها]
فهرست
3329 :کل بازديدها
3 :بازديد امروز
6 :بازديد ديروز
درباره خودم
زن نوشت
دريا[21]
يک زن خانه‏دار که يادش هست بهترين نعمت خدا عقل است و بيشترين لذت در زندگي، در نتيجه‏ي بهره گيري از همين عقل به دست مي‏آيد.
لوگوي دوستان







لينک دوستان
مادرانه
گاه نوشت هاي يک رهرو
شيداي بي نشون
اشتراک

نام:

ايميل:

 
آرشيو
فنون خانه داری [8]
طراح قالب